نگاهی کوتاه به طراحی فضای سبز

نگاهی کوتاه به طراحی فضای سبز
مفهوم فضای سبز
فضای سبز برخلاف معنایی که ممکن است در ذهن ایجاد کند، تنها محلی دارای درخت و گیاه نیست بلکه نماد و سمبلی از تفکرات فرهنگی و اجتماعی یک جامعه است. مکان ظهور فضای سبز تنها پارکها را در برنمی‌گیرد بلکه باغها، باغچه های خصوصی، نوار سبز حاشیه شهرها و حتی خیابانها و گورستانها را نیز شامل می گردد. همین طور فضاهای سبز، اماکن فرهنگی (کتابخانه، تئاتر و...)، اماکن مذهبی، محلی برای انواع بازیها و ورزشهای مختلف، محلی برای الهام گرفتن از طبیعت جهت سرودن شعر، نقاشی، عکاسی و... را نیز شامل می شوند. موارد یاد شده ، تنها بخشی از مزایای جنبی این گونه اماکن هستند که ضمن پرکردن اوقات فراغت گروههای سنی، اهداف فرهنگی را نیز تحقق می بخشند.
زمین آرایی
اکنون عصر جدیدی در طراحی فضای سبز پا به عرصه وجود نهاده که خاستگاه اصلی آن امریکاست ولی در اروپا نیز می توان آن را مشاهده نمود. این پدیده انعکاسی از شناخت زمان و فضا بر زمین است و بطور عمده از سوی هنرمندان و مجسمه‌سازان هدایت می‌گردد. باغهای دوران رنسانس ریشه در اندیشه های جدید و آزادی خواهانه دارند. باغهای فرانسوی از استدلال و موازین عقلی و قدرت پادشاهان حکایت می کنند و باغهای انگلیسی روایت سادگی رمانتیک و نیمه اکولوژیک و گسترش عینی زمین هستند. اما از آن تاریخ تاکنون سبک و تفکر جدیدی ارائه شده است که تعیین زمان دقیق تولد آن مشکل است، تنها می توان گفت هنرمندان بانی آن هستند و گونه های مختلف هنر بر زیباییهای آن افزوده است. زمین‌آرایان در واقع نقاشی روی بوم ومجسمه‌سازی رابه قلمرو زمین کشانده‌اند و در آغاز، به این هنرهمچون هنری تجسمی می نگریستند. هر هنرمند زمین‌آرا، روشی را به کار می برد، برخی اکولوژی را مبنا قرار می دادند، بعضی از عامل زمان بهره می بردند و گروهی فضا و تغییرات مقیاسها را مورد استفاده قرارمی دادند، اما به هرحال هدف همه آنها راه یافتن به عمق طبیعت بوده است. با وجود اینکه امروزه طراحی فضای سبز اصولا براساس الگوهای سنتی اروپاست، اما برخی طراحان با الهام از زمین‌آرایان به شکلهای جدیدی از طراحی باغ و فضای سبز رسیده‌اند و در اثر انتقال مهارتهای نقاشان، گرافیست ها و مجسمه سازان به طراحی فضای سبز، بتدریج شاهد تغییر نگرشی بنیادین در ادراک فضای سبز هستیم. در اروپا و بویژه انگلستان نیز چنین اتفاقی در حال شکل گرفتن است ولی نتیجه با امریکا متفاوت است. در اروپا هنوز از زمین به عنوان یک عنصر استفاده نمی شود و حداکثر استفاده از عوارض طبیعی محدود به سنگریزه، درختان و گیاهان است. در اینجا تغییرات بسیار جزئی‌تر از امریکا رخ می‌دهند. هنور طراحی فضای سبز در انگلستان محافظه‌کارانه است و به مقیاس نرسیده که تأثیر عمده‌ای بر زمین بگذارد و بیشتر جنبه شخصی دارد. در انگلستان نیز مانند امریکا تأثیر سازه‌های قبل از تاریخ، قوی است و از نمادهای بسیاری برای ایجاد رابطه با گذشته استفاده می شود. در مجموع، اختلاف عمده هنر زمین‌آرایان در امریکا و انگلستان در این است که در امریکا، زمینها بزرگترو دست‌نخورده هستند و این باعث می‌شود دامنه فضای سبز به عنوان بستری برای ابراز احساسات و در نتیجه طرحهای وسیعتر گسترش یابد. فضای سبز نوین امریکا، الگوی طراحی فضای سبز در اروپاست و در زمانی مناسب به عنوان عصری جدید ازفضای سبزظهورخواهدکرد، همانگونه که درگذشته عصری به نام عصر«فضای سبز انگلیسی» وجودداشت.دریک کلام فضای سبزنوین نشانگر فرهنگ غالب قرن بیستم است. زمین آرایی محدودبه استفاده ازگیاهان ویاحتی آبهانیست بلکه تلفیقی است ازمعماری، نقاشی، مجسمهسازی وادبیات که هرکدام ازاین رشته هاازتمامی امکانات خودبرای به نمایش گذاردن احساسات وروحیه افراد بهره می برندودرواقع حامل پیامی برای نظارهگران هستند. این عمل با استفاده ازعوارض طبیعی زمین ازقبیل پستی، بلندی، شیب، لطافت و حتی در مواردی خشنونت آن و بطور کلی با تاکید بر شرایط محیطی و اقلیمی صورت می گیرد، که دراین حالت، فضای ایجاد شده به صورت بخشی ثابت و متعلق به محل، رشد خواهد کرد و هم اینکه هزینه کمتری خواهد داشت.
چشم اندازسازی
هدف اصلی هنر طراحی چشم انداز و فضای سبز ایجاد احساس مکانی متناسب با زمین است بطوری که هر بیننده‌ای بتواند آن را برای خود تفسیر نماید. با این دیدگاه، طراحی فضای سبز، معماری را به خاطر می آورد ولی در مقایسه باید گفت طراحی فضای سبز ارتباط مستقیمتری با توپوگرافی زمین دارد و به همین دلیل، قدری زوال‌پذیرتر است. قرنها و شاید میلیونها سال طول می‌کشد تا ساختمانها به شکل اولیه زمین خود بازگردند، در حالی که بیشتر چشم اندازهای ساخته دست بشر، تنها به چند دهه بی توجهی انسان نیاز دارند تا شکل اولیه خود را بازیابند. چشم‌اندازسازی نیاز به مراقبت دائمی در برابر نیروهای فرساینده طبیعی دارد.
باغ سازی اولیه (بویژه باغهای انگلیسی) ترکیبی بود از طراحی بشر و طبیعت و ضمانت اجرایی آنها تنها منوط به استفاده از روشهای صحیح کشاورزی بود. امروزه کاملا پذیرفته شده است که طراحی فضای سبز باید تا حدامکان به شرایط طبیعی نزدیک باشد. استفاده از گیاهان بومی و پستی و بلندی زمین، کارهای طراحی را کاهش می‌دهد و مقابله با عوامل طبیعی را ساده تر می گرداند. بنابراین در چنین طراحی هایی نیاز کمتری به نیروی کار دائم وجود دارد و از سوی دیگر روابط زیست محیطی محل نیز حفظ می‌شود. در بیشتر طراحی های انجام شده در اروپا سعی شده رابطه‌ای بین گذشته، حال و آینده ایجاد شود تا زمینه آشتی با طبیعت و معماری فراهم آید. در مهمترین فضاهای سبز از این دست، صرف نظر از مقیاس زمان و مکان، اولویت به سازماندهی فضا داده شده است. در طراحی فضای سبز، فضا و حجم مورد علاقه آرشیتکت هاست. آنان همواره به سبکهای رنسانس، باروک و نئوکلاسیک تمایل بیشتری داشته اند تا مثلا به شکلهای آزادتر و طبیعی تر. این موضوع به روشنی در کوششهای آنان برای بردن هندسه معماری به فضای باز، آشکاراست، از این رو می توان آن را برای گسترش معماری نیز تجربه نمود. البته باید الهام از طبیعت را نیز عامل مهمی فراروی آرشیتکت ها دانست، چرا که عواملی چون ردیفهای پرچین حاشیه مزارع، درختان کنارجاده ها و پرچینهای لبه باغچه ها، منابع مفیدی برای تأثیرپذیری در طراحی فضای سبز است.
زمان و فضای سبز
به هرحال کیفیت طراحی فضای سبز، چه از معماری ریشه بگیرد و چه کیفیتی ذاتی باشد، این دو مقوله نمی توانند جدا از یکدیگر وجود داشته باشند. فضای سبز اجزای زنده ای را شامل می شود که پیوسته تغییر می کنند و دوره انتقالی آنان نیز باید به عنوان عاملی مهم در طراحی در نظرگرفته شود. آهنگ زمان، چرخه حیات، تاریکی، روشنایی، باد و هوا، همه باید در طراحی انعکاس پیدا کنند. تحت فشار قراردادن گیاهان و نگهداری آنها در شرایط غیرطبیعی عاقلانه نیست. زمان به عنوان یک بعد، بسیار مهم است، بنابراین وضعیتهای مختلف چرخه یک گل در حالتهای رشد کرده، غنچه دار و گلدار آن دارای اهمیت است. در همین زمینه می توان سه گروه متمایز را در طراحی فضای سبز -که در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته‌اند- معرفی نمود:
1-  سازه های سبز: با در نظر داشتن زمین و گیاهان به عنوان مصالح معماری فضای سبز، وابستگی این فضاها به زوایای قائم بسیار کمتر از معماری است. معماری فضای سبز در نمونه هایی که به آنها                 «سازه های سبز» گفته می شود، نوعی بازی آزاد و غیرمتعهد است. سازه های سبز، مجموعه های تعریف شده ای از اندیشه های غیرمتظاهرانه است که در عمل و موقعیت مکانی، ربط اندکی با پروژه‌های ساختمانی دارند. این سازه‌ها پدیده‌ای برای خودشان هستند و نه مکملی برای اتفاقی که در ساختمان مجاور می افتد. در این زمینه می توان به طراحی آلاچیق‌های گیاهی اشاره نمود.
2- باغهای خصوصی: در دهه های 1910 و 1920 زمینه اصلی طراحی فضای سبز، باغهای خصوصی بودند و این کار ر ا«معماری باغ» می خواندند. اغلب باغهای قبل از1920 در مزارع و املاک بزرگ احداث شدند، ولی پس از آن بتدریج کوچک شدند و سبک نئوکلاسیک خود را نمایان ساختند.
3- بناهای یادبود: وظیفه مهم فضاهای یادبود، تصویرکردن احساسات مختلف از جمله اندوه، تنهایی، آرامش، لذت، خاطرات، رهایی و... در یک مکان است، یعنی تبدیل یک حالت فکری به فضا. یابودها معمولا سعی در حفظ سادگی طرح و کاربرد مصالح کم جلوه دارند. یکی از مهمترین فضاهای یادبود، گورستانها هستند و شهرنشینی قرن جدید ، لزوم احداث گورستانها و روشهای جدید دفن را ایجاب می کند.
نتیجه گیری
با قبول اینکه غالبا با دیدن طرحها می‌توان فضای سبز مورد نظر را تجسم نمود، اگر قرار باشد طراحی فضای سبز تنها بر ارتباطات فضایی استوار شود، بسیار محدود خواهد شد.
بررسی ترکیب گیاهان، سبزینه ها، ویژگیهای طبیعی، چرخه های رشدونمو و بویژه کارهای خاکی روی زمین ، معنایی بسیار عمیقتر از آن دارند که ظاهرا استنباط می شود، قابلیتهایی که صرفا در طرحها و نقشه ها قابل ارائه نیستند. چه بسا طرحهایی که روی کاغذ بی معنا به نظر می رسند، ولی در عمل از کیفیت بالایی برخوردارند، همچنان که طرحهایی روی کاغذ بسیار زیبا هستند، ولی عمل با موفقیت چندانی روبرو نمی شوند.